وقتی اشتیاق فروکش می کند - مراحل عشق
بسیاری از شرکا که برای مدت طولانی در یک رابطه بوده اند با محبت به اولین ملاقات ها و آغاز رابطه خود نگاه می کنند و با ناراحتی متوجه می شوند که رابطه آنها اکنون کاملاً متفاوت به نظر می رسد. این اشتیاق کجا رفته؟ آیا تقصیر من است یا شاید تقصیر شریک زندگی من که کمتر است؟ آیا وقتی شور و شوق از بین می رود عشق واقعی است؟ اینها برخی از سوالاتی است که بسیاری از افراد از خود می پرسند که منجر به خلق و خوی ضعیف، عصبانیت، احساس گناه و اغلب متهم کردن خود یا شریک زندگی خود می شود.
تغییرات مورد بحث که ناگزیر اتفاق می افتد، غالباً نتیجه شرایط خاص نیست، بلکه ناشی از پویایی طبیعی عشق است که با گذشت زمان چهره آن تغییر می کند. آگاهی از وجود این مراحل می تواند به هنر دشوار پذیرش این واقعیت کمک کند که پس از چند سال زندگی مشترک، شانس این که این رابطه 100% مشابه زمان آغاز آشفته آن باشد، بسیار اندک است. خوشبختانه، این بدان معنا نیست که عشق پس از چند سال رابطه باید کمتر رضایت بخش باشد.
مواد تشکیل دهنده عشق
پس چه چیزی در طول یک رابطه تغییر می کند؟ به گفته استرنبرگ، عشق از سه جزء با ماهیت متفاوت تشکیل شده است - اشتیاق، صمیمیت و تعهد.
صمیمیت به عنوان احترام و درک متقابل و حمایت، تمایل به ایجاد رفاه کامل برای شریک زندگی، به اشتراک گذاشتن تجربیات، ارزش ها، اطلاعات صمیمی با او، احساس شادی در حضور شریک زندگی و تفسیر آن به عنوان یک عنصر مهم در زندگی درک می شود. این جزئی از عشق است که نه تنها برای روابط عاشقانه محفوظ است، بلکه در سایر روابط نزدیک نیز ظاهر می شود، به عنوان مثال در خانواده یا بین دوستان. صمیمیت به آرامی در یک رابطه ظاهر می شود و حتی کندتر کاهش می یابد (شکل 1). با شناخت بهتر شرکا، توانایی آنها در برقراری ارتباط و رفع نیازهای عاطفی یکدیگر، افزایش می یابد.
اشتیاق نمونه ای از روابط عاشقانه است و هر دو تجربیات مثبت مانند میل، ستایش، هیجان و تجربیات منفی مانند عدم اطمینان، حسادت، اضطراب، اشتیاق را ترکیب می کند. این با برانگیختگی جنسی، جستجوی نزدیکی فیزیکی، واکنش های فیزیولوژیکی، به عنوان مثال ضربان قلب سریع تر، میل به "ادغام" با شریک زندگی، فکر کردن مداوم به شریک زندگی، و غیره مرتبط است. اشتیاق شرکا را به انجام رفتارهایی تحریک می کند که آن را حتی بیشتر تشدید می کند. . جالب اینجاست که جدا از جنبه فیزیکی صرف، اشتیاق تا حد زیادی از نظر فرهنگی مشروط است. این در ناراحتی ای که هنگام فروکش کردن اشتیاق رخ می دهد منعکس می شود - سازگاری با این تغییر دشوار است، زندگی در فرهنگی که پیام ادبیات یا سینما واضح است - عشق و روابط بدون اشتیاق در واقع وجود ندارد. اشتیاق در ابتدای یک رابطه خیلی سریع ظاهر می شود و افزایش می یابد، به سرعت به اوج شدت خود می رسد و به همان سرعت سقوط می کند، برای مدت کوتاهی در سطح پایین تر تثبیت می شود و سپس خاموش می شود (شکل 1). این کاهش طبیعی اشتیاق اغلب باعث غم و اندوه و پشیمانی می شود.
تعهد تنها جنبه عشق است که تحت کنترل آگاهانه است. در تمام تصمیمات، افکار و اقداماتی که با هدف ایجاد و حفظ یک رابطه پایدار، علیرغم موانع در حال ظهور، آشکار می شود. این پایدارترین جزء عشق است (شکل 1). با تعادل مثبت سود و زیان به دست آمده در رابطه، جذابیت پایین سایر شرکای موجود و استحکام موانعی که از پایان رابطه جلوگیری می کند یا مانع آن می شود، حفظ می شود. در مورد دخالت، به اصطلاح قانون ثبات - اگر انرژی، تلاش و زمانم را صرف چیزی کنم - کنار گذاشتن آن مستلزم اعتراف به "سرمایه گذاری" بد این منابع و در نتیجه کاهش عزت نفس است. برای اجتناب از این تجربیات منفی، افراد خود و دیگران را متقاعد می کنند که "سرمایه گذاری" آنها خوب است. در نتیجه تمایل بیشتری برای انجام اقدامات بیشتر مرتبط با آن دارند.
نمودار 1
نمودار مواد تشکیل دهنده عشق
مراحل یک رابطه عاشقانه
با دانستن اینکه اجزای فردی عشق تحت چه تغییراتی قرار می گیرند، می توانیم تعدادی از مراحل معمولی یک رابطه عشقی را تشخیص دهیم، به یاد داشته باشیم که البته آنها در مورد همه روابط صدق نمی کنند، بلکه فقط منعکس کننده پویایی های اغلب مشاهده شده تغییرات عشقی هستند.
عاشق شدن - معمولاً مرحله اولیه یک رابطه که با شور و اشتیاق به سرعت در حال رشد است، کوتاه مدت و احساس قوی شادی می دهد. در این مرحله، برانگیختگی فیزیولوژیکی طبیعی نقش ویژه ای دارد و باید به عنوان اشتیاق تعبیر شود. احساسات مثبت درک مثبت شریک زندگی را تقویت می کند و جذابیت او را افزایش می دهد. موانع و مشکلاتی که شرکا برای با هم بودن باید بر آنها غلبه کنند، اغلب به رشد اشتیاق کمک می کنند.
آغازهای عاشقانه - اشتیاق در این مرحله به رشد خود ادامه می دهد، اما تماس های مکرر و نزدیک منجر به ایجاد صمیمیت می شود. تجارب پاداش دهنده معمولاً منجر به میل به حفظ تماس ها در موقعیت های مختلف، گشودگی بیشتر، کاهش ممانعت ها، افزایش توجه به نیازهای شریک، افزایش تلاش های انجام شده در رابطه و غیره می شود. توسعه صمیمیت باعث ایجاد احساس امنیت می شود، اما گاهی اوقات باعث ایجاد احساس امنیت نیز می شود. ترس از تمسخر یا طرد شدن توسط شریک زندگی. این امر منجر به وابستگی اعمال و احساسات شخص به شخص دیگری می شود که ممکن است منجر به از دست دادن کنترل و ترس از دست دادن فردیت شود. در این مرحله، چالش بزرگ حفظ صمیمیت در سطحی است که هر دو طرف را راضی کند. یک شکایت رایج این است که وقتی یکی از طرفین سعی می کند نزدیک تر شود، دیگری دور می شود. این ممکن است به دلیل نگرش متفاوت آنها نسبت به صمیمیت باشد و این که اغلب در یک زوج یک نفر تمایل به صمیمیت دارد و دیگری از آن می ترسد. ارزش این را دارد که مراقب این موضوع باشید و این نوع رفتار شریک زندگی را علیه خودتان یا رابطه تعبیر نکنید.
در مرحله شروع عاشقانه، اولین تبادل اطلاعات صمیمی با هدف شناخت شریک زندگی، واکنش او به اعتماد به نفس، رفع عدم اطمینان و جستجوی نشانه هایی از درک و مراقبت صورت می گیرد. مکالمات اولیه در مورد حقایق به تدریج با پیام هایی در مورد احساسات جایگزین می شود که برای رضایت بالای رابطه بسیار مهم است. در این مرحله، اعتماد شروع به ایجاد می کند که عبارت است از باور به قابل پیش بینی بودن رفتار شریک، ویژگی های شخصیتی او و اعتقاد به دلبستگی شریک. فایده سطح بالای اعتماد، تمایل به تعبیر مثبت نیت شریک است، حتی در مورد رفتار او که ممکن است مظهر عدم مراقبت، بی توجهی و غیره باشد. در این مرحله دلبستگی به شریک زندگی است. شروع به ساختن می کند، که تصویر آن اغلب بازتابی از روابط دلبستگی مشخصه مراحل اولیه زندگی است.
رابطه کامل - این مرحله ای است که همانطور که انتظار دارید در هر رابطه ای رخ نمی دهد - برخی از آنها قبل از رسیدن به حالت یک رابطه کامل پایان می یابند. با این حال، اگر اشتیاق و صمیمیت قوی باعث رشد تعهد شود، رابطه به این مرحله می رود. اهداف، افکار، احساسات و رفتارها به شریک زندگی بستگی دارد. به لطف این نظم، شرکای دیگری که به یکدیگر اعتماد دارند می توانند یاد بگیرند که برای منافع مشترک تلاش کنند، منابع ناملموس و مادی را از یکدیگر دریافت کنند و حمایت اجتماعی را به دست آورند، که به ویژه برای رفاه فردی، توانایی مقابله با استرس و استرس بسیار مهم است. رضایت از ازدواج در این مرحله، شرکا می توانند نحوه ارائه حمایت عاطفی، حمایت در تعیین منابع، ماهیت مشکل و راه های حل آن و همچنین کمک به یکدیگر در انجام اقدامات خاص را بیاموزند. معمولاً وابستگی متقابل احساسات مثبت و منفی افزایش می یابد. توانایی ایجاد طنین عاطفی به موفقیت یک رابطه کمک می کند. متأسفانه، هم وابستگی در یک رابطه کامل می تواند منجر به عواقب منفی شود. در نتیجه درگیری ها و اشتباهات متحمل شده، شرکا ممکن است در یک مارپیچ از مبادله رفتارها یا احساسات منفی مانند "چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان" قرار بگیرند. پیام ها یا رفتارهای منفی با هدف ایجاد تغییر در شریک زندگی تنها به تجدید خاطرات آسیب های قبلی منجر می شود و تمایل به همکاری و تغییر را افزایش نمی دهد.
همدلی برای این و سایر مراحل عشق بسیار مهم است - تمایل و توانایی شرکا برای همدلی با یکدیگر و استفاده از این تجربیات در ارتباطات. این مهارت به شما این امکان را می دهد که دیدگاه شریک خود را بپذیرید، خود محوری و تمایل به واکنش منفی به نظرات شریک زندگی خود را کاهش می دهد و ارضای بهتر نیازهای شریک زندگی خود را افزایش می دهد. در مرحله یک رابطه کامل، تعادلی که به طور ذهنی توسط شرکا در مبادله "کالاها" درک می شود - فعالیت ها، ویژگی ها، کالاهای مادی، سطح تعهد و غیره - شروع به اهمیت می کند.
رابطه دوستانه - مرحله ای از یک رابطه که معمولاً با کاهش طبیعی اشتیاق رخ می دهد. اشتیاق که در دو مرحله اول به سرعت افزایش می یابد، در یک رابطه کامل به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. با وجود این، مرحله دوستی احتمالا طولانی ترین مراحل رضایت بخش عشق است و اساساً بر صمیمیت و تعهد استوار است. می توان آن را در درجه اول با مراقبت از صمیمیت، یعنی حفظ وابستگی، اعتماد، کمک و پذیرش کمک حفظ کرد. با این حال، صمیمیت، که بسیار مهم است، ممکن است خطراتی را به همراه داشته باشد. شناخت خوب شریک زندگی خود و پاسخگویی بی عیب و نقص به نیازهای او به شما امکان می دهد "سناریوهای پاسخ" را ایجاد کنید - روش های خودکار ارتباط و واکنش. این سناریوهای موثر سطح تنش و عدم اطمینان را کاهش می دهند. بنابراین، دفعات "تصادف" بین شرکا، درگیری ها و در نتیجه، احساسات مثبت ناشی از لحظات آشتی و "دراز کردن" را کاهش می دهند. این روال به ظاهر مثبت به دلیل سهولت عادت به تجربه های مداوم و خوشایند باعث می شود که شرایط پیدایش احساسات مثبت و حتی خود احساسات در یک رابطه از بین برود. این تناقض صمیمیت را می توان با استعاره دریافت هدیه یا تبریک تولد توصیف کرد. ممکن است تعجب کنیم که آیا اگر هر روز دریافت شوند، فرصتی ایجاد می کنند تا چنین احساسات مثبتی مانند احساساتی که یک بار در سال به مردم داده می شود، احساس کنند.
رابطه خالی - اگر صمیمیت از بین رفته باشد، رضایت از رابطه کم باشد، تجربیات منفی بیشتر از تجربیات مثبت باشد، این رابطه تنها بر اساس فعالیت هایی که آن را حفظ می کند، به رابطه تبدیل می شود. ماندن در این مرحله تنها مبتنی بر حفظ تعهد است و از بین رفتن آن منجر به از هم گسیختگی رابطه می شود. تمایل به توجیه اقدامات انجام شده به عنوان معقولانه، بی میلی به از دست دادن منابع سرمایه گذاری شده در رابطه و تجربه رابطه با شخص دیگر به عنوان بخشی از هویت فرد، اغلب منجر به ماندن در رابطه ای می شود که تجارب مثبتی را در آن ایجاد نمی کند. فازهای قبلی
مرحله عاشق شدنمرحله عاشق شدن: برانگیختگی فیزیولوژیکی طبیعی نقش ویژه ای در آن دارد
آیا شانسی برای بقای عشق و رضایت از رابطه وجود دارد؟
با نگاهی به مراحل توصیف شده و تغییر در شدت مؤلفه های عشق در طول مدت آن، می توان به این نتیجه بدبینانه رسید که هر رابطه ای محکوم به پایانی غم انگیز است. خوشبختانه، آگاهی از این پویایی ها می تواند نشان دهد که چه اقداماتی از طرف شرکا می تواند عشق را در هر یک از مراحل آن به منبع رضایت تبدیل کند. در فرهنگ فرقه عشق رمانتیک، که در آن شرکا در نگاه اول عاشق می شوند و همه چیز "خود به خود" اتفاق می افتد، این توهم حاکم است که تفکر و عمل آگاهانه به جای حفظ عشق، باعث مرگ می شود. متأسفانه، تنها در مرحله عاشق شدن و شروع های عاشقانه، که در آن رابطه با شور و شوق اداره می شود، عشق این شانس را دارد که "خود به خود اتفاق بیفتد". و بالاتر از همه، این فداکاری، تلاش، همدلی، تأمل و اقدامات آگاهانه شرکا است که می تواند عشق را در دراز مدت حفظ کند و از تبدیل رابطه به رابطه پوچ جلوگیری کند.
اگر بتوانید زنده بمانید، پس... چگونه؟
از آنجایی که می دانیم که بقای یک رابطه در درجه اول با حفظ صمیمیت و تعهد طبیعی است، بیایید در نظر بگیریم که برای جلوگیری از فروپاشی آن چه کاری می توان انجام داد.
شریک زندگی باید بازخورد مثبت و منفی دریافت کند. ارائه تنها تقویت کننده های مثبت به شریک زندگی تان (مثلاً از طریق تعریف و تمجید، تمرکز تلاش های خود بر روی آسایش و رفاه شریک، یا تلاش برای برآورده کردن انتظارات او)، باعث تقویت احساسات مثبت شریک به عنوان نتیجه ای از طرف مقابل می شود. تلاش نیمی برای کاهش و افزایش ناراحتی در صورت تغییر ناگهانی در رفتار یا اجازه دادن به خود برای جلب توجه منفی.
سزاوار است تلاش و کنش معطوف به یک عزیز و حفظ رابطه ناشی از احساسات نسبت به طرف مقابل، جذابیت و لذت ناشی از بودن در کنار او باشد، نه از دستورات بیرونی و احساس وظیفه. اگر مجبورید کاری برای شریک زندگی خود انجام دهید، فقط به این دلیل که «این کاری است که دیگران انجام می دهند. چون منطقی است مناسب است؛ مردم چه خواهند گفت، بهتر است اصلاً این کار را نکنید. درک تلاش های انجام شده برای حفظ یک رابطه به عنوان یک تعهد، نقش احساسات نسبت به شریک زندگی و شادی ناشی از فعالیت ها از طرف او را کاهش می دهد.
از درگیری اجتناب نکنید. زیرا امکان ندارد در یک رابطه طولانی مدت همیشه یک نظر داشته باشید. بروز اختلاف بین شرکا از نظر نگرش، ترجیحات و ... کاملا طبیعی است. اگرچه به نظر می رسد که با اجتناب از رویارویی از خود و شریک زندگی خود محافظت می کنیم، تعارضات به از بین بردن منابع ناامیدی و نارضایتی کمک می کند، از تهدیدهایی که می تواند منجر به فروپاشی رابطه در آینده شود جلوگیری می کند و فرصتی را برای احساس احساسات مثبت ناشی از آشتی فراهم می کند. اجتناب از تعارض، که اغلب ناشی از تمایل به اجتناب از ناراحتی "اینجا و اکنون" در رویارویی با یک شریک است، در نهایت ممکن است به تشدید تعارض منجر شود و شانس یافتن سریع راه حلی را که هر دو طرف را راضی کند، کاهش دهد.
مشکل را فوراً به شریک خود گزارش دهید - به تعویق انداختن صحبت در مورد احساسات و انتظار برای بحث در مورد علت ناراحتی با شریک زندگی خود معمولاً منجر به افزایش تنش می شود و باعث می شود زمانی که دیگر نمی توانید آن را تحمل کنید نظر خود را بیان کنید. پس از آن دشوار است که گفت و گوی آرام، بحث های منطقی و مکالمه ای متمرکز بر یافتن راه حل داشته باشید.
از رفتارها و عواطف منفی متقابل پرهیز کنید - زوج هایی که در آن ها وقتی یکی از طرفین مشکلی را گزارش می کند، دیگری با احساسات منفی پاسخ می دهد، شکایت و نارضایتی خود را ابراز می کند، نسبت به زوج هایی که پاسخ طرف مقابل آمادگی برای درک یا حداقل گوش دادن است، خوشحال نیستند. پاسخ دادن به آسیب با آسیب منجر به تشدید تعارض و تخریب رابطه می شود، در حالی که پاسخ سازنده به رفتار ناخواسته از طرف شریک ممکن است منجر به حفظ رضایت از رابطه شود.
اگرچه به کارگیری نکات فوق آسان نیست و هر زوج می تواند به روش خود از آنها استفاده کند، اما لازم به یادآوری است که با وجود تغییر پویایی عشق، بسیاری از زوج ها شانس خوبی برای زنده ماندن از آن و کسب رضایت از رابطه دارند. مهمتر از همه، هر شریکی می تواند بر آن تأثیر بگذارد.
روانشناسی و مشاوره...ما را در سایت روانشناسی و مشاوره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: پریسا
بازدید: 34