نکاتی برای والدین کودکان بزرگسال.

خرید بک لینک

نکاتی برای والدین کودکان بزرگسال.

نویسنده توصیه می کند که اجازه دهید کودکان بزرگسال بروند و استقلال خود را بپذیرند. عشق عاقلانه ای را می آموزد که اعتیادآور نیست، اما احساس امنیت و پذیرش می دهد. این به والدین این حق را می دهد که خودشکوفایی کنند و احساساتی را ایجاد کنند که قبلاً زمانی برای آنها وجود نداشت. نسبت به احساس گناه در زندگی ناموفق فرزندانتان هشدار می دهد و در عین حال شما را از نحوه جلوگیری از اشتباه آگاه می کند و راه هایی برای اصلاح آنها پیشنهاد می کند و بر موقعیت ممتاز پدربزرگ و مادربزرگ تاکید می کند و توصیه می کند چگونه مادر خوبی باشید یک پدر خوب نویسنده به ما والدین توصیه های مهمی می دهد:

 

    بچه ها مال ما نیستند. آنها بسط طرز تفکر والدین یا ایده های آنها در مورد معنا، اهداف یا ارزش های زندگی نیستند.

    انتخاب سبک زندگی، مگر اینکه با قانون در تضاد باشد، باید مورد قبول و احترام والدین باشد.

    اگر والدین نمی توانند با فرزندان خود آنطور که هستند خوشحال باشند، حداقل اجازه دهید نگران نباشند. و مطمئناً نباید احساس گناه کنند.مشاوره ازدواج

    ما اشتباهات کودک را نتیجه اشتباهات والدینش می دانیم. گویی آنها بر فرزند خود اختیار کامل (و تنها) داشتند. و با این حال می دانیم که آنها آن را ندارند.

    درست مانند عشق خوب و عالی، احساس گناه عمیق می تواند به بیان دلبستگی و اشتیاق برای کنترل کامل بر شخص دیگر تبدیل شود. می تواند تظاهر به عشق کند به این معنا که مخاطب عزیزترین موجودی است که عموماً احساسات ولرم را نسبت به او اجازه نمی دهیم، فقط احساسات گرم و تند.

    اینکه شرط سلامتی فرزندان، سلامت مطلق والدین آنها باشد، درست نیست. گاهی اوقات یک تناقض اتفاق می افتد - والدین عاقل و خوب فرزندان نادان و بد دارند. و به همین دلیل است که ابتدا باید برای مادران و پدران نگران و ناامید متاسف باشیم نه اینکه آنها را محکوم کنیم.

    عشق والدین باید ذهنی عاقلانه تر از گناه داشته باشد که آن هم ذهن خاص خود را دارد اما ذهنی غیرعاقلانه.

    شما تنها زمانی می توانید در قبال شخصی مسئول باشید که آن شخص به طور عینی قادر به انجام وظایف، وظایف یا نقش های زندگی نباشد.

    مسئولیت در قبال کسی ناشی از عدم اعتماد و ترس از این است که آیا آن شخص قادر به مقابله خواهد بود یا خیر. با این حال، مسئولیت پذیری به این معناست که اولاً به طرف مقابل اعتماد کنیم که بتواند با آن کنار بیاید (حتی با کمک ما) و ثانیاً ما را مجبور می کند که روی نحوه عمل خود تمرکز کنیم نه طرف مقابل.

    یک شخص فقط می تواند بر خود کنترل داشته باشد و نه کاملاً، اما تقریباً هرگز بر دیگران.

    کسی که اجازه ندارد اشتباه کند، نمی آموزد که از اشتباهات دوری کند.

    حتي اگر مادر کسي کسي را سهل انگارانه بزرگ کرده باشد يا نه خيلي دقت کند، به همه عقل و روح و قلب و حساسيت داده مي شد تا از آنها به نام خير و خرد استفاده کند نه به نام شر و جهل.

    خشم همیشه ترس ایجاد می کند - و خشم برعکس. از این گذشته، مجازات برای تشویق کسانی است که رفتار بدی دارند به تغییر.

    در این میان، افراد بالغ نه تنها حق دارند زندگی خود را بگذرانند، بلکه حق دارند آنها را نیز هدر دهند.

    ما، والدین لهستانی، به ویژه مادران، احساس مسئولیت بیش از حد در قبال زندگی کودکان بزرگسال خود می کنیم. بنابراین، احساس گناه ما زمانی که زندگی بچه ها خوب پیش نمی رود، عمیق تر و شدیدتر است.

    کودکانی که بیش از حد مورد حمایت قرار می گیرند، در نهایت از دوست داشتن والدین خود دست می کشند. آنها هیچ قدردانی نسبت به آنها ندارند، فقط عصبانیت و عصبانیت هستند.

    والدین، حتی قدرتمندترین و کنترل کننده ترین آنها، هرگز تنها مسئول سرنوشت کودک نیستند. علاوه بر این، هیچ کس نمی تواند خود را تنها عامل سرنوشت کسی بداند.

    پدر و مادر خوب بودن نیز باید آموخته شود، زیرا هیچ کس کامل نیست. بنابراین، اگر فرزندپروری خوب فوراً موفق نشد یا اصلاً موفق نشد، نمی توانید در عذاب ندامت بمانید.

    مادر نمی تواند برای فرزندش زندگی کند. او فقط می تواند همیشه سعی کند به اندازه کافی یک مادر خوب باشد. این بدان معنی است که او باید در کنار کودک و برای کودک باشد، زمانی که حضور و اقدامات او واقعاً به او کمک می کند تا زندگی گیج کننده خود را بهبود بخشد.

    هر چیزی را که می خواهیم به دیگران بدهیم، ابتدا باید خودمان را داشته باشیم.

    پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که می خواهند در تربیت نوه ها کمک کنند، ابتدا باید با والدین فرزندان به توافق برسند که اولویت ها، قوانین، روش ها و ترجیحات آنها چیست.

    یکی از مهمترین وظایف پدربزرگ ها و مادربزرگ ها تقویت اقتدار نوه ها و همچنین دلبستگی و احساس خوب نسبت به والدین است.مشاوره ازدواج

    در این زمینه، "لانه خالی" به بزرگترین هدیه ای تبدیل می شود که مردم می توانند در نیمه دوم زندگی خود دریافت کنند. پدران و مادرانی که فرزندانشان آنها را رها کرده اند، به جای اینکه دچار افسردگی و بی تحرکی شوند، می توانند این موهبت را به زندگی خلاقانه تبدیل کنند. این به معنای پیشرفت بیشتر، یادگیری چیزهای جدید، غنی سازی فکری و عاطفی است.

    هر فردی باید هر از گاهی برای لحظه ای توقف کند و به این فکر کند که چقدر در زندگی او روتین وجود دارد و چقدر می تواند با فعالیت های خلاقانه جایگزین شود.

    زندگی خودتان راهی برای شناخت خودتان است، نه شخص دیگری، حتی اگر آن شخص فرزند خودتان باشد.

    به جای ملایمت (هر چیزی مجاز است) یا عدم عواقب (گاهی چیزی مجاز است، گاهی اوقات نه)، کودک باید قوانین رفتاری واضحی را بداند و در صورت نقض آنها اجتناب ناپذیر بودن عواقب را در نظر بگیرد.مرکز مشاوره و روانشناسی

روانشناسی و مشاوره...

ما را در سایت روانشناسی و مشاوره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: پریسا بازدید: 59 تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 19:06

صفحه بندی