مشاوره کودک

خرید بک لینک

اگرچه درس های تربیت فرزندان از همه طرف به ما می رسد، ذهنیت ما به وضوح در کد ژنتیکی ما نقش بسته است. اگر اینطور است، شاید معتبرترین واقعیت این باشد که اکثر مردم همان روش های تربیتی را که در کودکی از آنها متنفر بودند و به خود می گفتند هرگز برای فرزندانشان استفاده نمی کنند، انجام می دهند. و بعد از اینکه «زیر سقف والدین» بودنشان تمام شد، هر زمان که بخواهند از روش باج خواهی استفاده کنند، شروع به استفاده از عبارت «وقتی زیر سقف من هستی» می کنند.

وقتی این را می نویسم، به زبان عامیانه متوجه می شوم که تربیت فرزند در واقع مبتنی بر باج گیری است.

خوب، در جایی دور - چمن سبزتر است، و کودکان با روش های دیگر، اغلب غیر معمول برای ما بزرگ می شوند.

در واقع، نتیجه گیری دشوار نیست که تربیت و نگرش اسکاندیناوی نسبت به کودکان با اینجا بسیار متفاوت است، ژاپنی ها این کار را کمی متفاوت انجام می دهند و برخی از سبک های فرزندپروری برای والدین ما کمی غیرعادی است.

چه چیزهایی هنوز برای والدین ما غیرقابل تصور هستند، اما در دنیا عادی هستند؟

پدر و مادری که سر کودک فریاد نزند در اینجا نادر است

مشاوره کودک

در غرب، پدر و مادری که ساعت 3 بعد از ظهر بر سر فرزندان در یک آپارتمان فریاد می زند، دستگیر می شود. اینجا همه ما می دانیم که وقتی آسانسور کار نمی کند، پایین رفتن به طبقه همکف یک ساختمان مرتفع چگونه است.

ما این داستان را اینگونه شروع کردیم - مادربزرگ در سوئد اجازه نداشت فریاد بزند، بنابراین او توانست خود را کنترل کند. از طرف دیگر یکی از آشنایان که در وین زندگی می کند، می گوید که در یک فروشگاه مطمئناً می داند که چه زمانی هموطنانی در اطراف او هستند - آنها تنها کسانی هستند که سر کودک فریاد می زنند و به او می گویند بین قفسه ها ندوید.

والدین اهل بالکان وقتی ساعت 10 می رسد از ساحل فرار می کنند، خارجی ها روی شن ها اردو می زنند.

اگر توجه نکرده اید، والدین ما در مورد قرار نگرفتن کودکان در معرض نور خورشید بین ساعت 11 صبح تا 5 بعد از ظهر، مطیع ترین هستند - زیرا در این زمان است که شاخص UV در خطرناک ترین حالت خود قرار دارد. برخلاف ما که همیشه در آن قسمت از روز یک نفر نگهبان تشک، حوله و لوازم ساحلی است، خارجی ها چادر می آورند.

مادران برای تهیه ناهار به محل اقامت نمی دوند. مادران غربی در تعطیلات هستند و پدرها در ساحل به فرزندان خود ساندویچ کاستارد می دهند.

والدین اسکاندیناویایی فرزندان خود را در هوای سرد رها می کنند

بنابراین، در سوئد، نروژ یا دانمارک، کودکان خود را در هوای تازه نگه می دارند. درسی که مردم ما برای اولین بار در شمال اروپا آموختند این بود که چیزی به نام آب و هوای بد وجود ندارد، فقط لباس نامناسب وجود دارد.

مردم اسکاندیناوی هوای تازه را دوست دارند و فکر می کنند سرما می تواند برای نوزادان مفید باشد. به همین دلیل است که حتی در دمای بسیار پایین آنها مرتباً نوزادان خود را برای چرت زدن بیرون می گذارند. البته گرم کردن خوب و مجهز بودن به کرم و سایر وسایل کودک ضروری است.

در برخی از کشورها، به کودکان آموزش داده می شود که حتی زمانی که هوا یخبندان است و تا باسنشان برف است، وقت خود را بیرون بگذرانند.

حتی در دانمارک، هوای تازه برای نوزادان ضروری است. در این کشور تا حدی پیش می رود که نوزادان در کالسکه بیرون از خانه رها می شوند در حالی که والدینشان برای صرف غذا به رستوران ها یا مراکز خرید برای خرید می روند.

هنگامی که درجه حرارت بیش از 38 درجه باشد، به پزشک مراجعه کنید

تصور کنید کودک شما به مدت دو روز دمای بالای 38 درجه دارد و شما او را نزد پزشک نبرده اید. در سوئد، کودک را نزد پزشک نمی برند، اما یک سرویس فراخوانی می شود و کل فرآیند با مشاوره به پایان می رسد. کودکان باید از بیماری رنج ببرند.

به کودکی که تب دارد در سوئد بستنی می دهند

می گویند این هم یکی از شوک های خارج از کشور است - پرستار بیرون می آید و برای بچه هایی که تب دارند در اتاق انتظار بستنی پخش می کند. در کشور ما مردم هنگام کاهش دما بستنی نمی خورند و در زمان بیماری فقط آب گرم می نوشند.

در فنلاند بازی مهمتر از آموزش است

کودکان در فنلاند از هفت سالگی شروع به مدرسه می کنند و حتی در مدرسه تمرکز بر بازی با همسالان است، بدون آزمون، با تاکید زیاد بر فعالیت های هنری. والدین به فنلاندی های کوچک حروف را در سن سه سالگی آموزش نمی دهند و یا اینکه مهم تر از همه مهم تر است که حروف پنج گانه را داشته باشند.

کودکان ژاپنی کلاس های درس خود را تمیز می کنند

در مدارس ژاپن، کلاس ها، راهروها و توالت ها را «خاله ها» نظافت نمی کنند، بلکه دانش آموزان و معلمان آن ها را تمیز می کنند. آن ها آنجا می مانند، از همه آن اتاق ها استفاده می کنند و مسئولیت نگهداری از آنها بر عهده آنهاست. این درس عفت، برابری و مسئولیت است.

در صربستان افراد تا سن 30 سالگی و حتی بیشتر در کنار والدین خود می مانند

مردم منطقه ما معمولاً طولانی ترین زمان را در خانه والدین خود می مانند - چه به دلیل مالی و چه به دلیل سرمه پخته شده توسط مادر. در خارج از کشور می توان فهمید که مردم به محض اینکه شغلی پیدا می کنند خانه را ترک می کنند و در منطقه این داستان تا 33 سالگی و حتی بعد از آن طولانی می شود.

والدین غربی اجازه می دهند فرزندانشان بچه باشند

صحنه ای که در آن کودکی در یک کافه بین میزها می دود یا پاهای خود را روی میز یک مکان عمومی می گذارد، اینجا غیرقابل تصور است. من در موقعیت هایی شرکت کرده ام که مادر کودکی که در اسکاندیناوی زندگی می کند، وقتی کودک پاهایش را روی میز می گذارد، کاملاً آرام است. والدین در اینجا در چنین شرایطی فریاد می زنند و کف می کنند.

ملاقات با پدربزرگ و مادربزرگ باید از قبل برنامه ریزی شده باشد

در اکثر کشورهای غربی، مردم از حقوق بازنشستگی خود برای رفتن به سفرهای دریایی استفاده می کنند، نه برای پدربزرگ و مادربزرگ شدن. دوستی ناامید را به یاد می آورم که نمی توانست بفهمد چرا شوهر فرانسوی اش مدام به دیدن مادرش در پاریس می رود و او اغلب به یاد نمی آورد که تولد نوه هایش را تبریک بگوید.

اجبار کودکان به درس خواندن جایز نیست

شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد کودکان نباید مجبور به تحصیل در مدارس سوئد شوند. برادرم را صدا زدند چون دخترش عالی بود، بنابراین آنها می خواستند بررسی کنند که آیا او روی او تأثیر می گذارد، آیا او را مجبور به درس خواندن می کند یا خیر - و به او توصیه می کنند که نباید این کار را انجام دهد. آنها برای انگیزه شخصی ارزش قائل هستند، نه فرافکنی والدین.

عشق با هدایای گران قیمت خریداری نمی شود

هنگامی که کودکان در سوئد تولد خود را جشن می گیرند، هدیه ای که برای کودک می فرستند نباید بیش از 10 یورو باشد. در آنجا به کودکان آموزش داده می شود که عشق خریدنی نیست.

مهندس بهداشت و درمان در ژاپن شرم آور نیست

در ژاپن حرفه ای به نام "مهندس بهداشت" وجود دارد - کارگران بهداشتی هستند، یعنی نظافتچیانی که دستمزد بسیار خوبی دریافت می کنند. آنها تهدیدی که والدین اغلب به فرزندان خود می کنند را درک نمی کنند "اگر مدرسه را تمام نکنی خیابان ها را تمیز می کنی".

در چین، نوزادان در اوایل نه ماهگی آموزش می بینند

در حالی که در کشور ما توصیه می شود که کودک زمانی که آماده است به گلدان عادت کند، که در حال حاضر معمولاً حدود دو سال است، والدین در چین از قبل از چند ماهگی بچه ها با کمک اولین قدم ها را برمی دارند. یک سوت با گذشت زمان، کودک با شنیدن سوت به دفع نیاز پیدا می کند. ممکن است احمقانه به نظر برسد، اما کودکان چینی معمولاً در سن نه ماهگی آموزش می بینند.

 

 

یک دندانپزشک فاش می کند که هرگز به فرزندانش چه غذاهایی نمی دهد

«اولین چیز کشمش است. بسیاری از مردم فکر می کنند که کشمش خوب است زیرا آب نبات طبیعی است. با این حال، حاوی قند بیش از حد، بیشتر از آب نبات متوسط است. او توضیح داد: "همچنین خیلی چسبنده نیست، بنابراین می تواند بین دندان های شیری گیر کند و باعث ایجاد حفره شود."

سپس از شیرینی های چسبناک یا آبنبات چوبی یاد می کند. همانطور که او ادعا می کند، هر چه غذا چسبنده تر باشد، بیشتر بین دندان ها می چسبد.

«کودکان، برخلاف بزرگسالان، با مواد چسبنده بین دندان هایشان تحریک نمی شوند. بنابراین آنها در آنجا می مانند و باعث پوسیدگی دندان می شوند."

آیا از هر یک از اینها شگفت زده شده اید؟ #دندانپزشکی #مسواک زدن کودکان #دندانپزشکی کودکان #نکات والدین #نکات و ترفندهای والدین

در نهایت، دندانپزشک توصیه می کند که اگر ابتدا میزان قند این غذاها را بررسی نکردید، حتی به این فکر نکنید که به کودک خود میوه در کیسه یا ماست برای میان وعده بدهید.

او توصیه می کند: «توصیه من این است که گریسینی، پنیر یا خیار را انتخاب کنید.

این ویدئو 1.3 میلیون بازدید داشته است و بسیاری از والدین را شگفت زده کرده است و آنها اذعان دارند که معمولاً با دادن شکلات به کودکان زیاده روی نمی کنند، غذایی که اصلاً در این لیست نیست.

"کشمش برای من یک شگفتی واقعی است. این تنها میوه ای است که فرزندم می خورد.» یکی از مادران می گوید.

مهمانی

پاسخ خنده دار یک دختر بچه به این سوال که چرا نمی خواهد بچه دار شود

مادری در پروفایل اینستاگرام خود پاسخ خنده دار دخترش آلینا را در پاسخ به این سوال که چرا هرگز نمی خواهد بچه دار شود را به اشتراک گذاشت.

- مشکل بچه ها چیست، چرا نمی خواهید آنها را داشته باشید؟ - مادر از دخترش می پرسد که او پاسخ می دهد:

- من نمی خواهم با من بدرفتاری شود.

- نمی خواهی مورد آزار و اذیت قرار بگیری؟ چرا اذیتم می کنی؟ - مادر علاقه دارد.

آلینا می گوید - خوب، بچه می خواستی.

    این پست را در اینستاگرام مشاهده کنید

تحصیلات

یک روانشناس توصیه می کند: به دانش آموز خود بیاموزید که زمان خود را برنامه ریزی کند

 تعادل مدرسه / کار و زندگی برای کودکان به همان اندازه که برای بزرگسالان مهم است. وقتی بزرگ شدند، باید زمان خود را به طور موثر مدیریت کنند. فقط مدیریت زمان مناسب می تواند به آنها در رسیدن به اهداف و تحقق برنامه هایشان کمک کند.

چگونه به کودک بیاموزیم که مسئولیت های زیادی را انجام دهد - مدرسه، تکالیف، ورزش، سرگرمی ها؟ تئوری یک چیز است، اما عمل چیز دیگری است. اگر کودکان با حوصله به آنها آموزش داده شود، یاد می گیرند، اما مدیریت زمان را به شیوه ای که والدینشان انجام می دهند، الگوبرداری می کنند. مدیریت زمان فقط مسئولیت فرزندان نیست، بلکه مسئولیت جمعی کل خانواده، به ویژه والدین است.

اهداف واقعی

ما باید توانایی های منحصربه فرد فرزندانمان را درک کنیم و مطابق با توانایی هایشان، اهداف واقع بینانه ای برای آن ها تعیین کنیم. همچنین، اهداف باید خود محور باشند و صرفاً اهداف والدین را برآورده نکنند.

توسعه آگاهی زمانی

زمانی که زمان از دست رفت، دیگر هرگز نمی توان آن را به دست آورد. با آموزش نحوه تخمین زمان مورد نیاز برای انجام کارهای روتین، به کودکان کمک کنید تا آگاهی بیشتری نسبت به زمان داشته باشند. هنگام آموزش مهارت های مدیریت زمان به کودکان، نه تنها درک مفهوم به موقع بودن، بلکه درک عواقب بالقوه دیر رسیدن نیز مهم است. برای کودکانی که در انتقال از یک فعالیت به فعالیت دیگر مشکل دارند، یادآوری والدین از زمان باقی مانده برای فعالیت واقعا مفید است.

وقت خوابه

 

مشاوره کودک

کودکان بین 5 تا 12 سال به 10 ساعت خواب در روز نیاز دارند. زمان خواب معقولی را تعیین کنید و به آن پایبند باشید.

برنامه ریزی و سازماندهی

والدین باید کودکان را به برنامه ریزی برای تمام فعالیت های خود وادار کنند. آیا کودک شما نیاز به بسته بندی کتاب، دفترچه یادداشت، وسایل دارد؟ آیا او به وسایل ورزشی نیاز دارد؟ کارهای ساده ای مانند بستن کوله پشتی و تهیه لباس و کفش از شب قبل برنامه ریزی کنید. این باعث می شود زمان صرف شده برای جستجو در آخرین لحظه کاهش یابد. شما همیشه می توانید برنامه را تغییر دهید، اما فرض این است که شما یک برنامه دارید! انعطاف پذیر باشید. چیزهای غیرمنتظره ای اتفاق می افتد، اولویت ها تغییر می کنند - خوب است که بر اساس آن واکنش نشان دهید و دقیقا بدانید که اولویت ها چیست. در این راستا، کودکان باید بیاموزند که تصمیم بگیرند کدام تعهدات مهم و فوری هستند و بر اساس آن به آنها نزدیک شوند. همه تعهدات به یک اندازه مهم نیستند.

عادت کار برای مکان و زمان

فضای کار یا گوشه به خوبی روشن، دارای تهویه... یک فضای کار دائمی برای به دست آوردن عادات کاری مهم است. همچنین مهم است که ریتم یادگیری خود را در محل کار (عادات زمانی) کشف کنیم. پس از یافتن زمان مناسب برای مطالعه در طول روز، رعایت هر روز به همان اندازه مهم است، زیرا به این ترتیب کودک به تدریج عادت به انجام تکالیف مدرسه در آن ساعت هر روز پیدا می کند. تنظیم الگوها برای همه فعالیت ها، پیروی از آن را برای کودکان آسان می کند. بنابراین کودکان را تشویق کنید تا یک برنامه روتین ایجاد کنند.

حذف "دزدان زمان"

اگر تلویزیون، تلفن، بازی های رایانه ای یا شبکه های اجتماعی حواس او را پرت می کند، لازم است محدودیت هایی اعمال شود. اینترنت ابزار خوبی برای تحقیق است و در عین حال دلیلی برای به تعویق انداختن کارهای مهم است.

خستگی

برای استراحت، ورزش برنامه ریزی کنید. به اندازه کافی بخوابید و مایعات کافی بنوشید.

 

وقتی زنان مادر می شوند چه اتفاقی می افتد - کجا ناپدید می شوند؟

 

چندی پیش، قبل از اینکه بچه دار شوم، اغلب به این فکر می کردم که وقتی زن ها مادر می شوند چه اتفاقی می افتد. کجا ناپدید می شوند؟

آنها تقریباً فوراً از تصویر ناپدید می شوند و با یک نوزاد در آن تصویر جایگزین می شوند. هم به معنای واقعی کلمه و هم به صورت استعاری. من واقعا نمی توانم توضیح دهم که چرا، اما به طرز وحشتناکی من را عصبانی کرد. از خودم می پرسم چطور ممکن است در مادری اینقدر خودت را گم کنی؟

و حالا؟ الان متوجه شدم

بله، برای اکثر زنان هنگام تولد نوزاد، هویت خود را از دست می دهند. این درست است. حداقل برای من صادق بود.

شما غرق چیزها و اتفاقاتی هستید که هرگز فکرش را هم نمی کردید. امروز با میلیکا برم قهوه؟ آیا می توانم بعد از آموزش به خرید بروم؟ آیا در سینه هایم شیر دارم؟ آیا کودک به اندازه کافی غذا می خورد؟ آیا طبق برنامه می خوابد؟ تقصیر منه که اینقدر گریه میکنه؟ آیا قطره کرامپ کمک می کند؟ و جایی در طول راه - بخشی از خود را از دست می دهید.

فراموش می کنید که چگونه در مورد چیزهایی صحبت کنید که ربطی به مادر شدن ندارند. ارتباط خود را با چیزهایی که زمانی برایتان مهم بودند از دست می دهید. کارنامه شما بسیار محدود و، صادقانه بگویم - خسته کننده می شود.

اما خوشبختانه، شما تنها نیستید! یک جورهایی مادرهای دیگر هم در آن مسیر هستند. زنانی که شاید قبل از بچه دار شدن با آنها هیچ وقت دوست نمی شدی، اما حالا خودت را در همان مسیر پیدا کرده ای و شباهت ها تفاوت ها را از بین برده است.

می دانم که بعد از مادر شدن به نوعی ناپدید شدم. تقریباً فراموش کردم که یک دنیای کامل وجود دارد، یک زندگی خارج از والدین. همچنین می دانم که می توانم بخشی از آن دنیا باشم و پسرم باید ببیند که مادرش بیشتر از یک مادر است.

و من تلاش می کنم. اجازه نمی دهم نظرات کسانی که مدعی هستند مادر باید همه چیز باشد، حتی یک لحظه هم نباید از او غافل شد، به من برسد. من تعادل دارم من می خواهم در کنار فرزندم باشم، اما از خودم نیز مراقبت کنم. بله، این اتفاق می افتد که من چندین روز موهایم را نمی شوم و بدون دوش گرفتن به خواب می روم. اما من آن لحظاتی را نیز خواهم یافت که با خوشحالی زمانی را به خودم اختصاص خواهم داد و دوباره همان "من" قدیمی خواهم بود. بعضی روزها به پارکی که او دوست دارد می رویم و روزهای دیگر در کافی شاپی می نشینیم که قهوه مورد علاقه من را درست می کند.

روانشناسی و مشاوره...

ما را در سایت روانشناسی و مشاوره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: پریسا بازدید: 26 تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 14:49

صفحه بندی