کودکان قربانی طلاق هستند
مشکلات جدی پیش روی جامعه چیست؟ الکلیسم، بیکاری به چند مورد اشاره کنیم. اما مسئله دیگری وجود دارد که از اهمیت بیشتری برخوردار است: طلاق. سال هاست که مطبوعات در این باره می نویسند و محققان و پزشکان علل و عواقب آن را توضیح داده اند، اما طلاق کم نمی شود، رو به افزایش است. بر اساس گزارش کمیته ملی آمار، طلاق سال به سال در حال افزایش است.
به عنوان مثال، در سال 2012، 2467 زوج طلاق گرفتند، در سال 2013 به 3522 و در سال 2014 به 3750 افزایش یافت. اما این تنها تعداد شهروندان ثبت شده رسمی است. علاوه بر این، اگر زوج هایی را که رسماً ازدواج خود را منحل نکرده اند، اما جدا از هم زندگی می کنند، اضافه کنیم، بدون شک این رقم بسیار بالا خواهد بود. خطرناک ترین چیز این است که طلاق جوان تر می شود.
خطرناک ترین چیز این است که طلاق جوان تر می شود
وقتی زن و شوهری از هم جدا می شوند، کودک بیشترین آسیب را می بیند. بر اساس این تحقیقات، 70 درصد از زوج های مطلقه دارای فرزندانی بین 0 تا 15 سال هستند. «کودکان آسیب پذیرترین و آسیب پذیرترین آسیب پذیری طلاق هستند که بر تربیت، رشد و رفتار آنها تأثیر می گذارد.
طلاق محبت و مراقبت والدین را که باارزش ترین چیز برای فرزند است از بین می برد. به همین دلیل کودک نه تنها کنترل خود را از دست می دهد و آسیب های عاطفی را متحمل می شود، بلکه شرایطی را ایجاد می کند که جذب رفتارهای نابهنجار شود. هنگامی که والدین طلاق می گیرند، کنترل کودک ضعیف می شود، احساس تنهایی و طرد شدن ظاهر می شود.
کودکی که بین والدینش تعارض می بیند می خواهد طرف یکی از آنها را بگیرد اما احساس می کند که دیگری به او خیانت کرده است و درگیری درونی تأثیر بسیار زیانباری بر روانشناسی او می گذارد. علاوه بر این، مهم است که از قبل، بر اساس شرایط زندگی خود، برنامه ریزی دقیقی داشته باشید که چه زمانی اولین فرزند خود را به دنیا بیاورید و چه تعداد فرزند خواهید داشت تا از راه های دیگر آنها را برآورده کنید. تضمینی برای زندگی خوب در آینده است. اساس یک ازدواج موفق و ثبات خانواده، E زن و شوهر است.
من مطمئن هستم که افراد زیادی در مغولستان هستند که مانند او زندگی کرده اند. همه اینها به نوبه خود قطعاً به شرایط اجتماعی، فرصت های زندگی و دستمزدهای ضعیف مربوط می شود. اگر جوانان آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند زندگی کنند، نه بر سر پول بحث می کنند، نه برای کار به کشورهای خارجی می روند و نه مشروبات الکلی می خرند. در نتیجه خانواده تضمین می شود.
«رشد فردی، تجربیات زندگی، نگرش والدین زوجین و نگرش کلی جامعه عوامل متعددی بر استحکام خانواده تأثیر می گذارد. اما وقتی صحبت از والدین این زوج می شود، باید این ضرب المثل قدیمی را به خاطر بیاوریم که می گوید اگر فرزندتان را دوست داشته باشید، فرزند خودتان را نیز دوست خواهید داشت. به طور کلی باید توجه داشت که دخالت بیش از حد والدین در زندگی زوجین دلیل اصلی طلاق است.
به طور کلی تفاوتی بین تعداد طلاق در شهرها و روستاها وجود ندارد. جالب اینجاست که محققان معتقدند هر چه سطح تحصیلات بالاتر باشد، میزان طلاق کمتر می شود. ب. اورتسایه، هماهنگ کننده کل مرکز ملی روانشناسی، در مصاحبه ای گفت: بنابراین، ارائه یک برنامه آموزش خانواده جهانی اشتباه نیست.
ما در مورد طلاق و علل آن زیاد می نویسیم، اما اغلب فراموش می کنیم که چگونه از آن جلوگیری کنیم. اول از همه، برگزاری دوره ها و سخنرانی های آموزشی خانواده برای جوانان و مشارکت هر چه بیشتر افراد می تواند یکی از راه های حل مشکل باشد. برای جوانانی که شروع به زندگی می کنند بسیار مهم است که درک روشنی از تنظیم خانواده و ارزش خانواده داشته باشند. دانش آموزان دبیرستانی می توانند این درس را داشته باشند.
علاوه بر این، دولت می تواند با اجرای سیاست های حمایتی از خانواده های جوان (دستیابی به مسکن با شرایط تخفیف، افزایش فرصت های شغلی، ایجاد فرصت های تحصیلی، رواج تر کردن فعالیت های مراکز مشاوره خانواده و...) از آمار طلاق هایی که در حال افزایش است، بکاهد. هر سال شاید
در پایان، اجازه دهید یک نقل قول معروف از دیل کارنگی را نقل کنم. اگر می خواهید زندگی زناشویی شادی داشته باشید، سعی نکنید همسرتان را بر اساس ایده های خودتان اصلاح کنید.» در واقع، درک و احترام به شریکی که انتخاب می کنید زندگی خود را با او بگذرانید، پایه اصلی ثبات خانواده است.
روانشناسی و مشاوره...
ما را در سایت روانشناسی و مشاوره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: پریسا
بازدید: 29